لذت یا کرامت؛ جدال بر سر غایتِ سعادتِ انسان

فارسی
نگاه جرمی بنتام و آیت‌الله جوادی آملی به لذت‌گرایی

آیت‌الله جوادی آملی لذت‌گرایی را به نحو کامل انکار نمی‌کنند. ایشان بر این باورند که آدمی در رفتارهای خود، به سمت لذت میل می‌کند اما این لذت، نمی‌تواند از هر جا و هر شخصی اخذ شود. بسیاری از لذات، تنها لعاب و رنگ دلربایی دارند، اما کُنه آن جز تباهی و مشقّت به همراه ندارد.

 

جرمی بنتام[1] (1832-1748) فیلسوف شهیر انگلیسی و پایه‌گذار مکتب سودگرایی مدرن است. نمی‌توان از "سود" و "لذت" سخن گفت و نام جرمی بنتام را بر زبان نیاورد. او معتقد بود که هر عملی که انجام می‌پذیرد باید در آن سود و فایده را جست. سود در نظر بنتام، همان لذت بود و هر آنچه که لذت‌بخش باشد از نظر وی سودمند نیز خواهد بود.

لذت؛ غایتِ سعادت

بنتام برای تحلیل موضع خود این‌گونه عنوان می‌کرد که طبیعت، امکان‌های مختلفی را در اختیار ما قرار داده است. این امکانها بسیار متنوع و متکثر است. وظیفه‌ ما اما باید به این تعلق گیرد که آن امکانی را برگزینیم که بیشترین لذت را برایمان به همراه خواهد داشت.[2]

بنتام لذت را امری بدیهی می‌دانست. او در این باره می‌گفت: درباره لذت به نازک‌اندیشی و متافیزیک نیازی نداریم. لازم نیست به آثار افلاطون یا ارسطو مراجعه و استناد کنیم. لذت و الم همان چیزهایی هستند که هر کس احساسش می‌کند.[3] بر اساس همین بداهت مفهوم لذت است که بنتام، یگانه فلسفه‌ اخلاق در جهان را نیز گرایش به سودگرایی و لذت معنا می‌کرد.

به باور این فیلسوفِ انگلیسی، طبیعت، انسان را در سیطره‌ دو انتخاب قرار داده است؛ یکی می‌تواند به لذت بیانجامد و دیگری درد و الم را به همراه خواهد آورد. معیار صواب و خطای اعمال انسان نیز همین است. این دو بر همه‌ اعمال و اقوال و اندیشه‌های ما سایه افکنده و انسان توان رهایی از آنها را ندارد. بنتام در تأکید بر این سخن حتی اینگونه عنوان می‌کرد که: "انسان ممکن است به زبان، سلطه لذت و الم بر افکار و اندیشه‌ها و اعمالش را انکار کند، اما واقعیت آن است که همواره و در همه جا تحت سلطه آن دو قرار دارد".[4]

به باور او، عملِ اخلاقاً درست و صواب در هر وضع و حالی، عملی است که لذت را به حد اعلی درجه گسترش دهد. بنتام سعادت انسان را نیز در همین لذات و خوشی‌های بیشتر می‌دانست. وی را باید از قائلین به اصالت "بیشترین خوشی" قلمداد کرد.[5] از دیدگاه بنتام، لذت پیامد عمل است. یک عمل وقتی می‌تواند مورد داوری قرار گیرد که ملاک و معیاری در جهت سود و لذت آن برایمان قابل درک باشد. به باور بنتام، ارزش یک عمل، به میزان سودبخشی است که برای انسان ایجاد می‌کند.[6]

بنتام، جستجوی لذت و رهایی از درد را غایت سعادت انسان معرفی می‌کرد و در تعبیری اینگونه می‌گفت که: "کسی که مدعی شود که خود را از استیلای مستبدانه لذت و درد رهانیده است، نمی‌داند که درباره چه چیزی سخن می‌گوید. جستجوی لذت و گریز از درد تنها غایت آدمی است. حتی در لحظه‌ای که بزرگترین لذت را از خود دریغ دارد و یا جرایم سنگینی را بر خود هموار کند. این اصل، چون دگرگونی‌ناپذیر و مقاومت‌ناپذیر است، باید موضوع اصلی مطالعه دانشمند اخلاق و قانونگذار باشد. اصل سودمندی، هر چیزی را تابع این دو انگیزه می‌کند".[7]

وضع قوانین

بنتام همین مبنا و اصل لذت را ملاکی برای وضع قوانین می‌دانست. او بر این باور بود که در امر قانونگذاری، "سودمندی همگانی" می‌باید اصل قرار گیرد و همه چیز حول محور آن مورد تحلیل و بازبینی واقع شود. با این تعبیر، بنتام می‌گفت که: "علم قانونگذاری عبارت از تشخیص و تعیین آن چیزی است که خیر جامعه معینی را- که منافع آن مورد نظر ماست تأمین کند- حال آنکه فن قانونگذاری عبارت از فراهم ساختن وسایل تحقق آن است".

بنتام برای تحقق این اصل، سه شرط را لازم می‌دانست:

نخست: باید مفهوم مشخص و دقیقی برای واژه "سودمندی" قائل شویم.

دوم: باید حاکمیت عالی و تقسیم‌ناپذیر این اصل را با نفی مطلق هر اصل دیگر، اعلام کنیم. در اجرای این اصل هیچ استثنایی در هیچ مورد نباید روا داشته شود.

سوم: باید نوعی روش محاسبه یا "حساب اخلاقی" را کشف کنیم که به وسیله آن بتوانیم به نتایج یکسانی برسیم.

بر این اساس، بنتام اعلام می‌کرد که واژه "سودمندی" یک تعبیر انتزاعی است که می‌باید بر اساس ملاک و معیارهای دقیق مورد سنجش قرار گیرد و در وضع قوانین، مدخلیت تام داشته باشد. بدین ترتیب اصل سودمندی عبارت از آن است که در هر استدلالی، اساس کار ما محاسبه و مقایسه دردها و لذت‌ها باشد و هیچ اندیشه دیگری را در استدلال خود دخالت ندهیم. وی سپس بر این نکته تأکید می‌کرد که: "باید همیشه دانست که من واژه‌های درد و لذت را در معانی عادی‌شان به کار می‌برم، بدون اینکه به تعاریف خودسرانه‌ای برای طرد بعضی از انواع لذت یا انکار وجود بعضی از دردها متوسل شوم. هر کس که پیرو اصل سودمندی است عقیده دارد که فضیلت تنها به علت لذاتی که از کاربرد آن ناشی می‌شود، مطلوب است و رذیلت نیز تنها بدان علت نامطلوب است که موجب درد می‌شود. به همین ترتیب، خیر اخلاقی تنها به علت گرایش آن به تأمین منافع جسمی خوب است و شر اخلاقی به علت گرایش آن به ایجاد گزند جسمی بد است". [8]

بر همین مبناست که بنتام لذت را فی‌نفسه، خیر و درد را بدون استثنا شر می‌دانست و این حکم را به همه دردها و لذت‌ها تسری می‌داد و میان آنها تمایزی قائل نمی‌شد. بنابراین لذت و الم مبنای انجام دادن فعل و یا انجام ندادن آن قرار می‌گیرد و همین مبنا می‌تواند معیار و ملاک اصلی در وضع قوانین قرار گیرد.

به نظر بنتام، لذت انگیزه‌ فاعل است. بدین معنا که لذت انجام دادن فعل تعیین می‌کند که چه عملی خوب و درست است. به بیان دیگر در تعارض میان دو فعل که یکی لذت دارد و دیگری الم، یا هنگامی که پیامد فعل نسبت به نتیجه فعل دیگری لذت بیشتر و الم کمتری دارد، ترجیح با انجام دادن فعلی است که در آن لذت بیشتر و الم کمتری وجود دارد. حسن و قبح فاعل نیز در درستی و نادرستی آن فعل نقشی ندارد. این مبنا، همان چیزی است که قوانین نیز می‌باید از آن تبعیت کنند و روح یک قانون را تشکیل دهد.

معیارهای هفت‌گانه لذت

بنتام با مبنایی که درانداخت، و لذات را محور تمامی رفتارهای آدمی معرفی کرد؛ اینک معیارهایی را در هر لذت مورد توجه قرار می‌دهد که بر اساس آن می‌توان برتری یک لذت را بر دیگری اثبات کرد. وی از هفت معیار اساسی نام می‌برد و تمامی تلاش انسان را در راستای تحقق لذت، با این هفت ملاک‌مورد ارزیابی و سنجش قرار می‌دهد. وی محاسبه سود را بر میزان شدت، پایداری، قطعیت، نزدیکی، یادآوری، خلوص و شمول و گستردگی لذت بنا می‌نهد. بر اساس این معیارها، لذات و آلام در مقایسه با هم، رتبه‌بندی می‌شوند و یک ارزیابی‌ از میزان لذتی که افعال دارند به دست می‌دهند.[9]

او برای هر یک از این هفت معیار، ضریبی قائل است و حاصل جمع آنها را معرّف لذتی می‌داند که فرد از آن بهره‌مند است.[10] به باور وی، فعلی که بیشترین میزان لذت را به خود اختصاص می‌دهد، بر اساس این هفت ملاک و معیار، فعل اخلاقی معرفی می‌شود. از این رو می‌توان گفت که بنتام به‌سان ماشین‌حساب‌های رایج، ماشین‌حساب لذت یا به تعبیری دیگر، خوشی‌سنج را پدید آورد.[11]

مواجهه با دین

بنتام عملی را شایسته می‌داند که نسبت به سایر اعمال بدیل و هم‌عرض خود بیشترین لذت را فراهم کند. رویکرد او به این مسأله مبتنی بر اصالت لذت روانی است که بر اساس آن طبع انسان به طور طبیعی لذت را می‌جوید و الم را دفع می‌کند.[12]

بنتام حتی لذت و الم را معیار فعل اخلاقی معرفی می‌کند و آنها را تعیین کننده فعل درست و نادرست و منشأ بایسته‌ انجام دادن افعال می‌داند. با همین مبناست که وی، قائلین به ادیان و مذاهب را نیز مورد داوری قرار می‌دهد. او می‌گوید بهترین نوع رفتار و اخلاق، عملی است که لذت‌جویانه باشد. دینداران نیز بر اساس لذات روانی خود اقدام به اعمال و مناسکی می‌کنند. به باور او، نمی‌توان عملی را تصور کرد که لذتی در آن وجود نداشته باشد و آدمی به آن اقدام ورزد. وی عمل دینداران را نیز رسیدن به لذت اخروی می‌داند حتی اگر لذت دنیوی حاصل نشود.

بنابر معیارهای بنتام، ریاضت و زهدورزی را که متدینان آنرا باور دارند، مخالف با اصل لذت در این جهان است. زیرا زهدورزی به کاهش لذت می‌انجامد. اما دینداران به دلیل امید به اجر و ترس از عقوبت اخروی، به زهدورزی می‌پردازند.[13] بنتام حتی انگیزه رفتارهای شهادت‌طلبانه و نیز رفتارهای پارسایان را در میل به لذت می‌داند.[14] لذتی که ممکن است در این دنیا برایشان فراهم نیاید، اما اعتقاد دارند که در دنیایی دیگر لذتی به مراتب بهتر نصیب‌شان می‌گردد.

لذت‌گرایی در نظر آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی

آیت‌الله جوادی آملی تفکر فایده‌گرایانه و لذت‌جویانه را برآمده از نگاه اومانیستی می‌دانند.[15] آیت‌الله این بن‌مایه‌ فکری را بر نمی‌تابند و آنرا مورد نقد قرار می‌دهند. ایشان بر این باورند که نمی‌توان لذت و الم را معیار و مبنایی برای رفتارهای انسان قرار داد. چرا که این مبنا کاملاً شخصی و متزلزل است.

لذت و الم اموری شخصی است

آیت‌الله جوادی آملی، لذت و الم را برای همه‌ افراد یکسان نمی‌دانند. ایشان بر این باورند که یک گونه از رفتار، می‌تواند برای افرادی لذت‌بخش باشد، در حالی که برخی دیگر، از آن لذتی را نصیب نبرند. ایشان حتی در مراحل عرفانی نیز این سخن را پیش می‌کشند که برخی از حالات برای افرادی لذت‌آفرین است اما برخی دیگر را خوش نمی‌آید و بر رنج آنها می‌افزاید. به عنوان نمونه، ایشان در خصوص تحیّر و سرگشتگی می‌گویند که: "سرگشتگی برای انسانِ راه نپیموده، رنج‌آور و برای سالک به مقصد رسیده شیرین و لذت‌بخش است".[16] و یا در تعبیری دیگر در خصوص شهادت ایشان اینگونه عنوان می‌کنند که: "مرگ سرخ و انتقال از دنیا به برزخ برای شهید لذت‌بخش است، نه رنج‌آور. اما تبهکاری که به سرعت جان می‌دهد، گر چه به ظاهر فشار جان دادن ندارد، لیکن جدا شدن روح او از تعلقات دنیا و انتقال به برزخ برایش بسیار دشوار است."[17] در جایی دیگر ایشان اینگونه عنوان می‌کنند که "کسی که با دشواری نماز می‌گزارد، گرچه به تکلیف خویش عمل کرده است، ولی نماز برای او لذت‌بخش نیست، اما شاهدان جمال معبود، به حق از آن لذت و از هجران آن رنج می‌برند".[18] آیت‌الله جوادی آملی با این سخن عنوان می‌کنند که لذت و رنج، ملاک و معیار واحدی برای همه‌ افراد نیست و نمی‌توان این حکم را تعمیم داد و بر همگان به یک نحو اطلاق کرد.

یکی دیگر از عواملی که آیت‌الله جوادی آملی، بسنده کردن به لذت را جایز نمی‌دانند و بعضاً آن را گمراه‌کننده تلقی می‌کنند این است که بسیاری از مواقع، لعابی شیرین از لذت‌ها بر روی اعمال انسانی کشیده شده است، در حالی که درون و اصلِ آن عمل، جز تباهی نیست.  به تعبیر ایشان: "منشأ و سِرّ تبهکاری انسان و تن دادن وی به گناه این است که لعابی شیرین از لذت‌ها بر روی گناهان کشیده شده است و انسان عادی و خام، لعاب بیرونی را می‌بیند، ولی از دیدن درون آن عاجز است و به شوق ظاهر شیرین آن پیش می‌رود و به دام درونش می‌افتد".[19] آیت‌الله بر این باورند که لذت بردن، نشانه‌ حق بودن نیست.[20] ایشان در مقابل اصل لذت، بحث از کرامت انسان را پیش می‌کشند و آن را ملاک و مبنایی برای رفتارهای انسان قلمداد می‌کنند.

کرامت، غایتِ سعادت

بنتام با تأکید بر لذت‌گرایی بر این باور بود که اصل لذت در تار و پود رفتارهای انسان‌ها وجود دارد و گریزی از آن نیست. آیت‌الله جوادی آملی اما معتقدند که لذت، اگر چه در رفتارهای انسان می‌تواند ترغیب‌کننده و عامل شوق به عملی گردد، اما اصل حرکت و تکاپوی آدمی در جهت کرامت است و نه صِرف لذت. آیت‌الله در تعابیر خود اینگونه عنوان می‌کنند که اولاً لذت حقیقی، لذتی است که در سرای آخرت نصیب انسان می‌گردد. ثانیاً این لذت، مقدمه و انگیزاننده‌ انسان است برای هدفی متعالی‌تر. آن هدف همان کرامت انسان است. نتیجه‌ این کرامت در سرای آخرت نصیب انسان می گردد. آیت‌الله جوادی معتقدند که در سرای دنیا، انسان مکلّف به انجام عمل است و پی‌جویی لذت در این دنیا، مطابق با هدفی که انسان برای آن آفریده شده است نمی‌باشد.

به تعبیر ایشان: "انسان در دنیا مکلّف به عمل است و عالم برزخ و قیامت ظرف عمل و در آن عوالم جان آدمی ثمره عمل خود را مشاهده می‌کند و عالی‌ترین لذت را می‌برد و بدن در همه این مراحل تابع و مرتبه نازل جان است و در آخرت نیز به سهم خود از بهشت بهره می‌برد؛ گرچه ادراک در همه مراحل از آنِ روح است و بدن ابزار آن محسوب می‌شود".[21]

آیت‌الله جوادی آملی به استناد مقام خلیفةاللهی انسان، هدف و غایت را "کرامت" می‌داند و در این مسیر اگر لذتی حاصل می‌شود نیز نباید هدفِ نهایی تلقی گردد. ایشان در تعبیری اینگونه عنوان می‌کنند که: "آری انسان حرّیت دارد و دارای حقوق فراوانی است، زیرا صاحب کرامت است؛ اما تفطّن و توجه به این نکته نیز ضروری است که همه کرامت‌ها و ارزش‌های انسانی به استناد مقام خلیفة‌اللهی است. کرامت او باید در کنار خلافت‌اش تحلیل و تفسیر گردد، کرامت تنها با اتصال به خلافت معنا پیدا می‌کند و در صورت انقطاع از آن، کرامتی در کار نیست".[22] آیت‌الله جوادی آملی، لذتی را مورد توجه قرار می‌دهند که مقدمه‌ای برای هدایت گردد. به باور ایشان: "هر گونه لذتی که در قلمرو طبیعت، مقدور انسان باشد اگر به زیبایی آزادی، تعدیل و تحسین شود همان اهتدای به هدایت الهی است وگرنه کفران نعمت و تکذیب رهآورد عقل و نقل خواهد بود".[23]

از اینجاست که آیت‌الله، جنس اینگونه از لذت را کاملاً متمایز از لذات زودگذر می‌داند. آیت‌الله بر این باورند که لذتی که مقدمه‌ای برای کرامت انسان باشد، می‌تواند مورد قبول و پذیرش گردد و آن لذتی متعالی است و به غایتی نیکو نیز منتهی می‌گردد.

مقدمی بودن لذت

آیت‌الله جوادی آملی نگاهی مقدمی بر لذت دارند، به این معنا که ایشان لذت را مقدمه‌ای برای امری متعالی‌تر می‌دانند. آیت‌الله بر این باورند که لذاتی در این دنیا و حتی در سرای آخرت تعبیه شده است. این لذات اما نمی‌توانند به نحو مستقل مورد توجه قرار گیرند. آیت‌الله برای تحلیل این موضع خود، مثالی را عنوان می‌کنند. ایشان، بحث لذت بردن پدر و مادر از فرزند را پیش می‌کشند. آیت‌الله بر این باورند که خداوند برخی لذات کوچک را در مراوده میان والدین و فرزند تعبیه کرده تا غایت و هدف مراقبت از فرزند به سرانجام برسد. هدف نهایی والدین می‌باید نگهداری و مراقبت از فرزند باشد، اما خداوند در این مسیر، لذت‌هایی را نیز برای والدین تعبیه کرده تا آنها از مسیر اصلی پای پس نکشند. به تعبیر آیت‌الله: "پاداشی برای کوشش صادقانه پدران و مادران احساس لذت، محبت و نشاطی است که با مشاهده اموری مانند لبخند فرزند به آنان، به ویژه مادر پدید می‌آید و همه دشواری‌ها را تحمل‌پذیر می‌سازد؛ چنان که لذتی که انسان با خوردن غذا در ذائقه خود احساس می‌کند، مشکلات تأمین غذا را قابل تحمل می‌کند. این احساس لذت و محبت و این عاطفه، همه برای این است که بتوانند فرزند خود را حتی در شرایط بسیار دشوار نگهداری کنند، نه این که سبب شود فرزندشان را محبوبی مستقل به حساب آورند، چنان که لذت غذا در ذائقه آدمی صرفاً برای هموار شدن تحمل مشکلات تأمین غذا بر انسان است تا از تهیه آن باز نایستد و برای رسیدن به هدف آفرینش انسان به زندگی خود ادامه دهد، نه این که بپندارد هدف از زندگی صرفاً خوردن و التذاذ از آن است".[24] بر همین مبناست که آیت‌الله جوادی آملی، لذت‌ها را اموری مقدمی می‌دانند و عنوان می‌کنند که: "بر اساس مقدمی بودن لذت‌ها، محبت‌ها و عواطف مزبور، والدین مؤمن باید در انتخاب بین خدا و فرزند؛ خدا را مقدم بدارند".[25]

آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که کسب معرفت، می‌تواند به یک لذت نیز بدل شود. هدف نهایی انسان می‌باید رسیدن به کمال باشد. در این مسیر لذاتی تعبیه شده است. اما کرامت حقیقی نیز خود می‌تواند و می‌باید بزرگترین لذت قلمداد گردد و انسان بدون دشواری و تعب آن را دنبال کند. ایشان در تفسیر آیه‌ "اِهدنا الصّراط المستقیم"، می‌گویند که خدایا به ما نورانیتی عطا کن تا از اطاعت تو نیز لذتی را نصیب ببریم و از معصیت برنجیم.[26] آیت‌الله در تعبیری که معرفت را بزرگترین لذت قلمداد می‌کنند اینگونه می‌آورند که: "شیرینی معرفت برتر از همه لذت‌هاست.[27] اگر جوانی وارد حوزه‌های علمیه شد و شیرینی فقاهت در کام او جلوه کرد، هیچ لذتی پیش او شیرین‌تر و گواراتر از لذت علم نیست".[28] آیت‌الله جوادی بر این باورند که مقام‌هایی در دنیا و چه در آخرت وجود دارد که اگر آدمی به آنها دست یابد، لذت‌های دیگر برایش بی‌معنا می‌شود. به عنوان نمونه، ایشان در تعبیری عنوان می‌کنند که: "کسی که به مقام رفیع تسلیم بار یافته و دارای قلب سلیم شده، آزمون‌های سخت الهی نیز برای او لذت‌بخش است".[29]

آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که حتی لذت بهشت و لذت نجات از جهنم نیز لذاتی ناقص و ضعیف است. به تعبیر ایشان: "آن که خدا را واسطه قرار می‌دهد تا به لذت بهشت یا لذت نجات از جهنم برسد برای این است که از جهت معرفت ضعیف است. او فقط می‌تواند لذت ناقص و بین راهی را درک کند ولی توان درک لذت کامل و نهایی را ندارد. اگر شَهپَر معرفت او توان پرواز داشت و اوج می‌گرفت او نیز لقای حق تعالی را هدف خویش قرار می‌داد نه صرف نجات از جهنم یا رسیدن به بهشت را".[30]در این مقام است که دیگر لذت و الم معنای متفاوتی خواهد داشت.

نتیجه‌گیری

بنتام با پیش کشیدن بحث از لذات، بر این باور بود که تمامی انگیزه و غایات آدمی برای کسب لذت است. وی معتقد بود که در جهان طبیعت دو انتخاب پیش روی آدمی قرار داده شده است؛ یکی انتخابی است که به لذت می‌انجامد و دیگری انتخابی است که درد و رنج را به همراه می‌آورد. بنتام با بیان این صحنه از طبیعت، گرایش به لذت را امری طبیعی قلمداد می‌کرد. وی حتی بر این مسأله تأکید می‌ورزید که یک عمل اخلاقی، عملی است که لذت بیشتری را نصیب آدمی کند. بنتام در خصوص وضع قوانین نیز، سود و منفعت و لذت را ملاک و مبنا و معیار حقیقی در تصویب قوانین می‌دانست و قانونی را برتر می‌شمرد که به لذت بیشتر، برای افراد بیشتر مدد برساند. بنتام با همین رویکردِ فایده‌محور بود که دینداران را نیز افرادی می‌دانست که برای کسب لذت تلاش می‌کنند. به باور او تلاش دینداران در جهت کسب لذتی است که در این دنیا به دست نمی‌آید بلکه در سرای آخرت رخ می‌نماید.

آیت‌الله جوادی آملی این لذت‌گرایی را به نحو کامل انکار نمی‌کنند. ایشان بر این باورند که آدمی در رفتارهای خود، به سمت لذت میل می‌کند اما این لذت، نمی‌تواند از هر جا و هر شخصی اخذ شود. بسیاری از لذات، تنها لعاب و رنگ دلربایی دارند، اما کُنه آن جز تباهی و مشقّت به همراه ندارد. آیت‌الله جوادی آملی ابتدا بحث از لذات متعالی را پیش می‌کشند و بر این باورند که لذات دنیوی که آمیخته با خوردن و پوشیدن و مصرف کردن است، نمی‌تواند لذتی حقیقی قلمداد شود. به باور ایشان، اگر میل به لذتی حاصل می‌شود باید گرایش به لذاتی متعالی باشد. این لذات نیز در سرای آخرت نصیب انسان می‌گردد. آیت‌الله جوادی آملی همچنین بر این باورند که نگاه تک‌بُعدی به اصل لذت، روا نیست و هدف و غایت نهایی از لذت می‌باید همواره مد نظر قرار گیرد. ایشان بحث از کرامت انسان را هدف نهایی انسان می‌دانند و لذتی که در برآوردن آن، مدد رسانِ آدمی باشد را مقبول و مورد پذیرش می‌دانند. آیت‌الله جوادی آملی در این خصوص، نگاهی ابزاری و مقدمی نسبت به لذت، دارند و آنرا مقدمه‌ای برای کسب فضیلت و کرامت می‌دانند. در حالی که جرمی بنتام، نگاهی مستقل به لذت را بر می‌گزیند و تمامی تلاش‌های انسان را حول محور آن، تفسیر و تبیین می‌کند.

 

پی‌نوشتها

 


[2]خداوندان اندیشه سیاسی، و.ت. جونز؛ ترجمه علی رامین، انتشارات امیر کبیر،ص484

[3] Bentham .Theory of legislation. Translated from the French of Etienne Dumont.3 نقل از بررسی جایگاه لذت با تکیه بر حکمت صدرا و سودگرایی بنتام، اعظم ایرجی نیا، فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه قم، سال شانزدهم، ش چهارم، ش پیاپی 64

[4] Bentham .Theory of legislation. Translated from the French of Etienne Dumont14.

[5]فردریک کاپلستون، از بنتام تا راسل، ج8، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، ص25

[6]Bentham. An introduction to the principles of morals and legislation . 19-22

[7]خداوندان اندیشه سیاسی، ص485

[8]خداوندان اندیشه سیاسی، ص485

[9]نیکولای کاپالدی، بنتام، میل و مکتب فایده گرایی، ص35

[10]ژکس، (بی تا) فلسفه اخلاق، حکمت عملی، ص52

[11]تاریخ فلسفه کاپلستون، ص27

[12]تاریخ فلسفه کاپلستون، همان، ص23

[13]Bentham. An introduction to the principles of morals and legislation19-22.

[14]نیکولاس کاپالدی، بنتام، میل و مکتب فایده گرایی، ص41

[15]آیت‌الله جوادی آملی، حق و تکلیف در اسلام، ص111

[16]آیت‌الله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج1، ص310

[17]همان، ص372

[18]همان، ص423

[19]همان، ص434

[20]آیت‌الله جوادی آملی، بنیان مرصوص امام خمینی(ره)، ص20

[21]تفسیر تسنیم، ج2، ص176

[22]حق و تکلیف در اسلام،ص111

[23]تفسیر تسنیم، ج3،ص 502

[24]تفسیر تسنیم، ج5، ص381

[25]همان، ص381

[26]تفسیر تسنیم، ج2، ص518

[27]تفسیر تسنیم، ج13، ص572

[28]بنیان مرصوص امام خمینی(ره)، ص32

[29]تفسیر تسنیم، ج7، ص27

[30]آیت‌الله جوادی آملی، حماسه و عرفان، ص100

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان