چرخش از الحاد

فارسی
آنتونی فلو و بررسی باورهایش پس از بازگشت به سمت خداباوری

آنتونی فلو مسأله شرور را در بخش اول زندگی خود، مخالف با باور به خداوند می‌دانست اما آیت‌الله جوادی آملی این‌گونه نمی‌اندیشند. ایشان اساسا شرور را در مشکلات ظاهری جسمی محدود نمی‌بیند و مسائلی چون کوردلی، انحراف روحی و قفل شدن قلب را نیز در بررسی مسأله شرور وارد می‌کند.

آنتونی فلو یکی از فیلسوفانی است که پس از حدود شش دهه نفی خدا، به باور به خدای خالق هستی ایمان آورد. او که در یک خانواده کاملا مذهبی مسیحی به دنیا آمده و پدرش مبلغی مسیحی بود، از 15 سالگی باور به خدا را کنار گذاشت، اما در اواخر عمر با تکیه به پیچیدگی‌های کشف شده در علم ژنتیک به غایت‌مندی هستی و به خداوند باور پیدا کرد. وی در سال 2007 کتابی با عنوان «خدا هست» منتشر کرد که مسیر تغییر عقیده‌اش را شرح می‌دهد. البته این را هم باید افزود که تغییر مسیر فکری فلو، وی را مرکز طعنه و تمسخر گروهی از آتئیست‌ها قرار داد. از جمله ریچارد داوکینز در کتاب «توهم خدا» آنتونی فلو را نمونه‌ای از «تغییر عقیده پر سر و صدا» دانست.[1]

البته این نوع دینداری او با دینداری خداپرستان وحی‌باور فاصله داشت و بیشتر نوعی خداپرستی ارسطویی ناشی از ضرورت عقل بود.[2] از از آنتونی فلو چند اثر به جای مانده است که از جمله آنها می‌توان به «خدا و فلسفه»، «مقدمه‌ای بر فلسفه غرب» و «حیوان خردمند» اشاره کرد.[3]

در نوشتار حاضر به بررسی باورهای دوره اول زندگی فکری فلو خواهیم پرداخت.

 

مسأله شرور

بخشی از باورهای آنتونی فلو در دوره بی‌خدایی بر محور شرور استوار است. وی همچون دیگر خداناباوران معتقد بود مسأله شرور به انکار خداوند رحمان و قادر مطلق منجر می‌گردد. وی در مقاله «الهیات و ابطال‌پذیری» در سال 1950 عمیقا ارتباط شرور را در چالش با پذیرش معنادار بودن گزاره‌های دینی معرفی می‌نماید.

وی معتقد بود افراد با ایمان در گزاره‌های دینی‌شان برای حل مسأله شرور به اندازه‌ای از قیود مختلف استفاده می‌کنند که در نهایت به بی‌معنا شدن باور خودشان به خدا منتهی می‌گردد. می‌توان گفت که گزاره‌های دینی در این زمینه دیگر به هیچ‌وجه ابطال‌پذیر نیستند. وی توضیح می‌دهد که خداباوران هر کاری می‌کنند قیود متعددی می‌زنند تا حکم کلی «خدا ما را دوست دارد» در هیچ موردی نقض نشود؛ در صورتی که این کار عملا این گزاره را از وضعیت ابطال‌پذیر خارج کرده است و می‌توان به راحتی نتیجه گرفت که خدا ما را دوست ندارد.[4]

نظم هستی

باور دیگر فلو در نقد الهیات دینی متکی بر نقد برهان نظم بود. وی معتقد بود که برهان نظم نقصی ذاتی بین خداباوران دارد. به این معنا که باور به اینکه ناظم هستی از بیرون این جهان وظیفه نظم بخشیدن به این جهان را بر عهده داشته است منطقی نبوده و این باور پیش از بررسی این مسأله در ذهن خداباوران نهادینه شده است. از دیدی وی همین مسأله باعث می‌شود که خداباوران وظیفه تبیین مدل نظم‌بخشیدن هستی توسط خدا را بر عهد طبیعت‌گرایان بگذارند؛ در حالی‌که این وظیفه خودشان است که چنین کاری را انجام دهند. وی بر این باور بود که همین مسأله باعث می‌شود ما ناظم هستی را در خودش جستجو کنیم و لازم نیست خدایی در ورای آن تصور کنیم. شایان ذکر است که وی در دوره پس از الحاد، اعلان کرد که شواهد علمی مناسبی برای وجود خداوندی که ناظم هستی و ذهن برتر آن است، به دست آورده است.

ابطال‌پذیری به جای اثبات‌گرایی

فلو در مقاله «خدا، آزادی و فناناپذیری» که در سال 1967 منتشر کرد، این بحث را مطرح نمود که وی نسبت به وجود یا عدم وجود خدا ساکت است و این وظیفه بر عهده خداباوران است که وجود خدا را ثابت کنند. به دیگر سخن، وی متذکر می‌شود که دلیل عقل نسبت به خداباوری و الحاد ساکت است. وی چنین نوع الحادی را که «ملحد سلبی» نام‌گذاری نمود انتخاب کرد. بر این اساس وظیفه اصلی اثبات خدا بر عهده خداپرستان است. بر این اساس خداباوران باید دو مسأله را اثبات کنند: یکی دفاع از مفهوم خدا و دیگری یافتن مصداقی برای آن مفهوم ذهنی. در حقیقت فلو گزاره‌های کلامی دینی را از این جهت که ابطال‌پذیر نیستند، حاکی از واقع نمی‌دانست. خلاصه ادعای فلو را می‌توان به این شرح بیان کرد:

الف) گزاره‌های دینی احکامی عام و جهان‌شمول و ناظر به واقع‌اند.

ب) تمام احکام ناظر به واقع، احکامی تجربی‌اند.

ج) تمام احکام تجربی ابطال‌پذیرند ولی گزاره‌های دینی، ابدی و جاودانی هستند. بنابراین گزاره‌های دینی مضمون و محتوای قابل شناخت ندارند.[5]

آیت‌الله العظمی جوادی آملی و مسأله شرور

اگر چه آنتونی فلو مسأله شرور را در بخش اول زندگی خود، مخالف با باور به خداوند می‌دانست اما آیت‌الله جوادی آملی این‌گونه نمی‌اندیشند. ایشان اساسا شرور را در مشکلات ظاهری جسمی محدود نمی‌بیند و مسائلی چون کوردلی، انحراف روحی و قفل شدن قلب را نیز در بررسی مسأله شرور وارد می‌کند. از این نگاه آیت‌الله جوادی شرور را نتیجه امساک فیض و رحمت الهی می‌بیند.[6] ایشان معتقد است:

«در قلمرو امکان چیزی یافت نمی‌شود مگر به اذن خدا؛ هر آنچه سهمی از هستی دارد، ممکن نیست وجود آن به خدای سبحان استناد پیدا نکند. حتی اموری که از شرور به حساب می‌آید جنبه‌ وجودی، نه جنبه عدمی و نقص آنها به خداوند متّکی است.»[7]

همچنین در دیدگاه فلسفی آیت‌الله اساسا شرور جنبه‌ای عدمی دارند. به این معنا که وقتی می‌گوییم «آن شخص کور است» اگر چه قضیه‌ای را به صورت حمل ایجابی بیان می‌کنیم اما این حمل، دلیل بر وجودی بودن آن نیست زیرا این‌گونه قضایا با تحلیل عقلی از جنس قضایایی هستند که حرف نفی در جانب محمول آن تعبیه شده است و علی‌رغم وجود تفاوتی ظریف بین این دو قضیه اما روح این قضیه به قضیه سالبه بازگشت دارد.

اما به راستی در الهیات آیت‌الله جوادی آملی چه کسی باعث مشکلاتی است که در زندگی انسان‌ها به وجود می‌آید؟  ایشان پاسخ صریحی برای این مسأله دارد.  آیت‌الله معتقد است زندگی در این دنیای مادی لوازمی دارد که از جمله آنها برخورد اشیا و اصطکاک و تنش بین آنهاست. دنیا از آن جهت که دنیا است و جنس مادّی دارد، محل بروز این حوادث و مشکلات است و اساسا نمی‌توان دنیا را بدون مشکلات و شرور تصور نمود؛ همانطور که نمی‌توان سیلی خروشان را بدون کف روی آن تصویر کرد.[8]

در بسیاری از گزاره‌هایی که درباره شرور مطرح می‌شود، معیار شر دانستن یا خیر دانستن یک مسأله، تنها و تنها انسان است. از این رو اگر چیزی به نفع رشد یک انسان خاص باشد، آن چیز برایش خیر و در صورتی که منافی با رشدش باشد، شر تلقی می‌گردد. در صورتی که اگر همان مسأله را در کلّ نظام هستی یا نسبت به چیز دیگری بسنجیم، می‌بینیم که نه شر، بلکه خیر است.[9] اما در هر حال همه چیز از خداست؛ اگر چه بسیاری از مواقع گناهان ما نعمت‌ها را به بدی و شر تبدیل می‌کند. آیت‌الله جوادی می‌گوید:

«در نظام تکوین همه خیرات و شرور از پیش خدای سبحان است. حسنات و خیرات و حوادث گوارا هم از پیش خدا و هم از اوست؛ زیرا وی منشأ هر خیر و رحمت است. اما سیّئات و شرور و حوادث ناگوار فقط از نزد خداست نه از خدا؛ بلکه از انسان است و سبب قریب آن‌ها گناهان خود انسان است؛ هر چند آنها نیز از منظر هندسه عالم و کلّ نظام از رحمت خداست تا انسان از آلودگی‌ها پاک شود.»[10]

از همین رو است که در این دنیای مادّی انسان می‌تواند در هر حال از شرور به خداوند پناه ببرد و او انسان را در مقابل تمام مشکلات کمک می‌کند. همان‌طور که در دو سوره‌ آخر قرآن کریم تصریح شده است که «قل أعوذ بربّ الناس» و «قل أعوذ بربّ الفلق».

نظم هستی

درباره منشأ نظم هستی باید گفت که نظامی که آنتونی فلو در آن بحث می‌کند عمیقا با علوم تجربی گره خورده است، در حالی‌که آیت‌الله جوادی آملی به نقد باورهای فلسفی‌ می‌پردازد که برهان نظم را به چالش می‌کشاند. در نگاه آیت‌الله جوادی فهم نظم هستی مبتنی بر فهم و تعریف اصل نظم است. از این نگاه، نظم از سنخ مفهوم است و نه ماهیت. از همین رو نظم تعریف ماهوی ندارد و دقیقا به همین خاطر است که باید پیش از بحث از نظم، نگاه دقیقی درباره این مفهوم داشت. با این نگاه، نظم امری نسبی است که با سنجش دو یا چند چیز نسبت به یکدیگر، این مفهوم از آنها انتزاع می‌شود.

آیت‌الله جوادی سه نوع نظم را در هستی بررسی می‌کند: 1. نظم علّت فاعلی 2. نظم علّت غایی 3. نظم علّت قوامی(داخلی). در نوع اول، نظم عبارت است از لزوم سنخیّت خاص هر فعل با فاعل خود؛ که در صورت عدم وجود چنین نظمی، قانون تصادف در دنیا حاکم خواهد بود و دیگر علّت و معلول در هستی بی‌معنا خواهد شد. نظم غایی نیز به این معنا است که پایان و تکامل هر چیزی در دایره ممکنات، باید هدف مشخصی داشته باشد؛ وگرنه هرج و مرج به وجود می‌آید. و نظم داخلی نیز در مورد هر چیزی که بسیط نباشد لازم است.

آیت‌الله جوادی با اشاره به آیات قرآن کریم معتقد است در آیات فراوانی از قرآن کریم به نظام‌های سه گانه اشیاء اشاره شده است؛ اگر چه در برخی از آیات نیز همچون آیه 50 سوره طه که می‌فرماید: «ربّنا الذی أعطی کلّ شیء خلقه ثمّ هدی» تمام مراحل ذکر شده است.

آیت‌الله جوادی آملی درباره نظم موجود در هستی که در برهان نظم مورد اشاره قرار گرفته است، وظیفه اثبات این نظم را بر عهده علوم تجربی می‌گذارد اما در عین حال تأکید می‌کند که هر انسان با علم حضوری، نظم و هماهنگی کامل در نظام داخلی و غایی خود را درک می‌کند. ولی ایشان معتقد است در کنار این فهم تجربی، نیاز به نگاهی فلسفی نیز هست و با تکیه بر همین نگاه کلّی‌نگر است که جزئیات برآمده از علوم تجربی در منظری کلّی، معنای نظم را پیدا می‌کند.

البته کبرای برهان نظم آن است که هر سیستم منظمی ناظمی دارد و این هستی با این نظم پیچیده محال است که ناظم نداشته باشد؛ که برای اثبات این مسأله باید از یقین منطقی استفاده شود و نه یقین روانشناختی مبتنی بر بنای عقلا و باور گذشتگان.[11]

ابطال‌پذیری گزاره‌های دینی

اگر چه آنتونی فلو بر لزوم ابطال‌پذیری گزاره‌های دینی تأکید می‌کند اما آیت‌الله جوادی آملی چنین خصیصه‌ای را برای این نوع گزاره‌ها قائل نیست:

«کسانی که گزاره‌های دینی را بی‌معنا می‌دانند می‌گویند: معیار معناداری حس و تجربه است؛ اگر چیزی با حس و تجربه اثبات‌پذیر یا ابطال‌پذیر بود، معنادار است و اگر چیزی نفیا و اثبات از قلمرو حس و تجربه بیرون بود، معنادار نیست و نمی‌توان آن را اثبات و نفی کرد.»[12]

ایشان با دید فلسفی خود معتقد است ابطال‌پذیری لازمه حتمی گزاره‌های علمی است؛ چرا که اینگونه تئوری‌ها ذاتا داعیه حتمیت و ضرورت و اثباتی‌ بودن را ندارند.[13] در حالی‌که براهین اثبات خدا رنگی فرا طبیعی دارند و برعکس گزاره‌های علمی، ادّعای جهان‌شمولی را در خود حفظ می‌کنند.

ایشان باور به ابطال‌‌پذیری را مبتنی بر پذیرش این مقدمه هستی‌‌شناسانه می‌داند که بپذیریم «هر موجودی مادی است» و در طرف عکس نقیض آن بپذیریم «هر چیزی که مادی نیست، پس موجود نیست». اما اگر  به وجودهای غیر مادی نیز معتقد باشیم، باید معیار اثبات و ابطال‌پذیری را فراتر از حس و تجربه بدانیم؛ چنان که انحصار معیار اثبات‌پذیری در حس و تجربه، هم به کمک عقل و هم به کمک وحی باطل شده است.

همچنین از بعد معرفت‌‌شناختی نیز تکیه صرف بر حس و تجربه، با مشکلات عمیق فلسفی روبه‌رو است؛ چرا که علاوه بر حس و تجربه راه برهان عقلی و بالاتر از آن، راه شهود قلبی و عرفانی و نیز برتر از آن دو، راه وحی و کشف و شهود معصومانه وحی نیز وجود دارد.[14] بنابراین آنطور که آیت‌الله جوادی می‌گوید امور دینی نیز اثبات‌پذیر و معنادار است، ولی معیار اثبات و یا ابطال‌پذیری این امور تجربه نیست.

 


[1] . توهم خدا، ریچارد داوکینز، ص 82

[2] . آئینه معرفت، شماره 20، مهرماه 1388، از  صفحه 27 تا 48

[4] . ن.ک: بررسی تغییر عقیده آنتونی فلو از منظر موافقان و مخالفان، علی فتح طاهری و اسماعیل شرفی، فلسفه دین، دوره 11، شماره 1، بهار 1393، صفحات143-172

[5] . زبان دین، جعفر سبحانی، رواق اندیشه، سال 1380، شماره 4(از 5 تا 22)، ص 14

[6] . تسنیم، ج5، ص 222

[7] . تسنیم، ج5، ص 694

[8] . تسنیم، ج13، ص 147

[9] . توحید در قرآن، ص 405

[10] . تسنیم، ج19، ص 573

[11] . ن.ک: سرچشمه اندیشه، ج3، ص 443 – 461

[12] . دین‌شناسی، ص 111

[13] . شریعت در آینه معرفت، ص 299

[14] . دین‌شناسی، ص 113

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان