آیا آینده مذهب تیره است؟

فارسی
بررسی رویکرد پروفسور دنیل دنت و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به سرشت و آینده‌ دین

آیت‌الله جوادی آملی بر این باورند که می‌باید نگاهی عمودی به دین داشت. اگر چه دین در نظم اجتماعی دخیل است، اما نمی‌توان تمامی کارکرد دین را در این مورد خلاصه کرد. به باور آیت‌الله جوادی، عقل و فطرت، دو عامل اصلی گرایش به دین است.

پروفسور دنیل دنت (1942-) فیلسوفِ ذهن است. وی یک متفکر آتئیست امریکایی است. دنت در خصوص دین و مذهب به تأملاتی پرداخته و به نتایجی نائل آمده است. او معتقد است که دین اگرچه در جهان کنونی، روز به روز نحیف‌تر و از عرصه‌ توجه عمومی خارج می‌شود، اما رگه‌هایی از دین همچنان در انسان‌ها وجود دارد. دنت این سویه‌های دینی در افراد را از این بابت میداند که دین، کارکردهایی داشته است. او عنوان می‌کند که دین از این رو تا به حال همچنان زنده مانده، چرا که توانسته است نظم اجتماعی را برای انسان‌ها برقرار کند. در نظم و انضباطی که جوامع دارند، دین نقش عمدهای داشته است.

پروفسور دنت دین را از امور سازگار با اجتماع بر می‌شمرد که توانسته است در یک انتخاب طبیعی باقی بماند. به باور وی، دین به این خاطر باقی مانده که قدرت نظم بخشیدن به اجتماع را داشته وگرنه طبیعت آن را از میان می‌برد. دنت ملاک ماندگاری و توجه به دین را در همین نظم‌بخشی دین به امور اجتماعی می‌داند. وی بر همین اساس می‌گوید، دین می‌تواند کارکرد مناسبی چون نظم‌بخشی داشته باشد. از این رو می‌توان در مدارس، دین را تدریس کرد تا کودکان با سنت‌هایی مانند هندوئیسم، بودیسم، کنفسیوس و اسلام آشنا شوند.

دنت از همین‌جا وارد نقد دین در جهان جدید نیز می‌شود. وی بر این باور است که انسان‌ها به هر میزان که با سختی و آلام دست به گریبان شوند، بیشتر به جانب دین گرایش می‌یابند. امروزه اما روز به روز از این دردها و ناملایمات کاسته می‌شود و بشر رفاه بیشتری را به دست می‌آورد، لذا گرایش به دین نیز کمتر شده است. دیگر، انسان‌ها برای نظم بخشیدن به امور خود، چندان دست به دامان دین نمی‌شوند. این کارکرد دین، بسیار کمرنگ و ضعیف شده است. تنها رگه‌هایی از دین هم اگر باقی مانده است به علت برخی ناملایمات بشر است. به عنوان مثال، وقتی که جنگ بر سر آب یا نفت یا از کار افتادن اینترنت یا یک فاجعه غیر قابل تصور دیگر که باعث رشد هراس و مصیبت می‌شود، به وجود می‌آید اینها می‌توانند گرایش به دین و مذهب را تقویت کنند[2].

به باور دنت، مذهب وقتی افول می‌کند که تندرستی و امنیت انسان‌ها بهبود یافته باشد. وی با استناد به پژوهشی که در این خصوص انجام شده، عنوان می‌کند که مردم شهر ژنو هر چه سعادتمندتر و مرفه‌تر می‌شوند ، نیاز کمتری به کلیسا دارند.

یکی دیگر از عواملی که دنیل دنت به آن انگشت می‌گذارد و آن را عاملی در افول مذهب معرفی می‌کند، رشد آگاهی مردم است. وی معتقد است که هر چه آگاهی و اطلاعات مردم از جهان اطرافشان افزایش می‌یابد، نقش دین نیز کمرنگ‌تر می‌شود. وی نقل می‌کند که جان مک کارتی؛ دانشمند کامپیوتر گفته بود من هر جا یک شیب لغزنده می‌بینم، غریزه‌ام به من می‌گوید یک تراس بسازم. این همان کاری است که اصحاب مذهب قرن‌هاست انجام داده‌اند. هر زمان بارانِ آگاهی باریدن گرفته، با ساختن یک مانع تلاش کرده‌اند دیگر اصول دین را نجات بدهند اما ره به جایی نبرده‌اند. دنت با این تعبیر بر آن است که هر کجا آگاهی و دانش افزایش بیابد، تمایل به دین نیز فروکش می‌کند.

دنت عنوان می‌کند که هر کسی نوعی مواد برای سرخوشی استفاده می‌کند که از آن لذت می‌برد؛ اما زندگی را الزاماً متعادل نمی‌کند؛ مانند تنباکو یا الکل. دین هم همچین چیزی است ولی به جای خوردن یا نوشیدن یا کشیدن، از راه چشم و گوش جذب می‌شود[3].

وی با تمسک به برخی از پژوهش‌ها عنوان می‌کند که بهترین و کامل‌ترین پژوهشی که درباره دعاها انجام شده در کسانی که دوران نقاهت جراحی قلب را سپری می‌کنند، دعا کردن هیچ تأثیری در بهبودشان ندارد و گاه می‌تواند باعث بدتر شدن حال بیمار شود. این مطالعه در سال 2006 انجام شده و با اینکه در رسانه‌های جمعی منتشر شد به سرعت توسط رسانه‌ها فراموش شد. دلیلش سوگیری رسانه‌ها بود. تصور کنید اگر نتیجه مثبت می‌بود تا مدت‌ها درباره‌اش می‌نوشتند. البته این سوگیری در حالِ از میان رفتن است. البته وقتی از میان برود، خداشناسان مجبور می‌شوند مانعی دیگر بسازند تا اصول دین‌شان را حفظ بکند. دنت در پایان اعلام می‌کند که ما نخواهیم توانست ادیان را حذف کنیم. شاید به شکل ضعیف شده این دین باقی بماند، ولی کماکان خطرناک خواهد بود. مانند سرماخوردگی و ویروس آن؛ با این همه پیشرفت علم هنوز هم کنترل نشده و ما را مدام بیمار و ضعیف می‌کند.

 

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی و علل گرایش به دین

این نحوه رویکرد دنیل دنت اما مورد تأیید آیت‌الله‌ جوادی آملی نیست. آیت‌الله فقر فکری اینگونه تحلیل‌ها را در نگاه ناصواب نسبت به دین می‌دانند. ایشان بر این باورند که این گونه رویکردها به نگاه افقی نسبت به دین بر می‌گردد. به تعبیر آیت‌الله: اگر انسان در مسائل دین‌شناسی به گونه افقی بیاندیشد و همه مسائل را بر اساس روال مادی و عادی تبیین کند و منطقه ادراک و اندیشه او خیال و وهم باشد، یا هرگز گرایش به دین ندارد یا گرایش او کمتر می‌شود. از این رو ممکن است این نوع دین‌داری زوال‌پذیر باشد. اما اگر بر اساس سیر عمودی و با دید الهی، دین را بررسی کند و دریابد که حقیقت دین از نزد خدا آمده است و منطقه اندیشه و ادراک او سمت عقل باشد، گرایش و اشتیاق او به دین بیشتر می‌گردد.

آیت‌الله جوادی آملی به این نکته اشاره می‌کنند که علت اصلی گرایش انسان به دین در بخش اعتقاد و اندیشه، باید عقل و فطرت باشد. از این رو انبیا و پیامبران الهی مبعوث شده‌اند تا گنجینه‌های عقول بشری را شکوفا و ادای میثاق فطرت را از انسان‌ها مطالبه کنند. ایشان با تاکید بر نقش عقل و فطرت، پایه و اساس نگاه به دین را از این دو طریق جستجو می‌کنند. آیت‌الله سپس با تمسک به فرمایش حضرت امیر(ع) می‌گویند: چنان که حضرت علی(ع) فرمود: خداوند پیامبرانش را در بین انسان‌ها مبعوث کرده و رسولان خود را پی در پی فرستاده است تا ادای پیمان فطرت را از آن‌ها مطالبه کنند و نعمت‌های فراموش شده الهی را به یاد آنها آورند و گنجینه عقل را برای آنها شکوفا سازند و آیات و نشانه‌های قدرت الهی را به آنها نشان دهند.

آیت‌الله جوادی آملی در عرصه نظر و کسب دین الهی، دو مؤلفه‌ عقل و فطرت را برجسته می‌کنند. ایشان در مقام عمل نیز بر مؤلفه‌ای دیگر التفات می‌دهند. به باور ایشان، در بخش عمل باید انگیزه و علت گرایش انسان به دین، جلب رضای خدای سبحان باشد. زیرا خداوند همواره با انسان هست و بر او احاطه قیّومی دارد. بنابراین باید مهم‌ترین و اصلی‌ترین عامل گرایش به دین در بُعد اندیشه، عقل و فطرت باشد و در بُعد انگیزه، جلب رضای خدا. انگیزه‌های دیگر مانند عوامل روانی یا اقتصادی- عوامل فرعی است که زمینه‌ساز و علت مُعده گرایش و پذیرش دین در انسان است و در اصل پذیرش دین نقش ندارد.[4]

آنگونه که دنت گفته بود، علت اصلی گرایش دینداران به دین، یک نظم اجتماعی است که دین برای آنها به ارمغان می‌آورد. وی علت اصلی تداوم دین تا به دنیای معاصر را در همین عامل جستجو می‌کرد. آیت‌الله جوادی آملی اما با برشمردن علل نظری و علت عملی در گرایش به دین، بر رویکرد و برداشت ناصوابِ وی قلم بطلان می‌کشند.

آیت‌الله جوادی آملی در بیان اصول جهان‌بینی دینی اینگونه عنوان می‌کنند که: اصول جهان‌بینی الهی آن است که شخص، اولاً معتقد باشد که جهان امکان را خدا آفریده است. ثانیاً خدای سبحان دارای اسمای حُسنی و صفاتی است که بر پایه آنها جهان را اداره می‌کند؛ یعنی معتقد باشد که خداوند با حکمت، ولایت، عدالت، تدبیر و ربوبیت و تربیت، نظام هستی را تنظیم می‌کند. ثالثاً انسان همانند همه مخلوقات نظام هستی در تکامل خود به هدایت الهی نیازمند است و بدون رهنمود خدای سبحان که آفریدگار آغاز و انجام جهان است این هدایت تحقق پیدا نمی‌کند. از این رو، نزول وحی ضروری است.رابعاً انسان می‌تواند به جایگاهی برسد که رهنمود الهی را دریافت کند. بر اساس این اصول و مقدمات نتیجه گیری می‌شود که منشأ دین خداست، یعنی مبدأ فاعلی دین خدا و مبدأ قابلی آن انسان است و مبدا غایی دین، دیدار انسان با خداوند است و نیز ساختار داخلی دین، معصومانه تنظیم شده است تا انسان‌ها در پرتو آن ساختار به لقای الهی بار یابند.[5]

آیا قدرتِ علم به ضعفِ دین می‌انجامد؟

یکی دیگر از مواردی که آیت‌الله جوادی آملی بدان توجه می‌دهند و عدم درک صحیح آن را سبب‌ساز نتایج ناروایی می‌دانند، ارتباط میان علوم جدید بشری و دین است. دنیل دنت، با پیش کشیدن علوم جدید بشری بر این باور است که هرچه دانش بشر گسترش یابد و رفاه بیشتری را برای انسان رقم زند، از سوی دیگر گرایش به دینداری کمرنگ‌تر خواهد شد. وی بر آن است که زمانی خواهد رسید که دانش بشر به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر نیازی به دین نیز احساس نمی‌شود. آیت‌الله جوادی آملی اما این‌گونه فهم از ارتباط میان علم و دین را ناروا می‌دانند. به باور ایشان، علم در دل دین ممزوج است و از آن جدایی ندارد. نمی‌توان میان این دو تفکیک نهاد و حکم به برتری یکی و فروکوفتن دیگری کرد.

آیت‌الله در این خصوص بر این باورند که فرضیاتِ صِرف دانشمندان نمی‌تواند عنوان "علم" بر خود بگیرند. علم آن زمانی می‌تواند مزیّن به اطلاق علم گردد که همراه با قطعیت و طمأنینه باشد. ایشان در تحلیلی بر این ادعا اینگونه عنوان می‌کنند که: اینکه برخی در تحلیل دانش و معرفت، همه‌ علوم را به فرضیه بر می‌گردانند و یا با تأکید بر نسبی‌گرایی، حقیقت را توزیع می‌کنند و با مسامحه و مصالحه هر فرضیه و ایده‌ای را برخوردار از درجه‌ای از حقیقت می‌دانند، در تقابل با واقع‌گرایی حاکم بر این نظریه قرار می‌گیرد[6].  اما علم باید به مرتبه‌ای نائل گردد که یقین را برای انسان به ارمغان آورد و اگر علم به چنین مرتبه‌ای رسید، می‌تواند حتی حجّت شرعی قلمداد شود.

آیت‌الله جوادی آملی برای تبیین دقیق این موضع، مثالی را عنوان می‌کنند که: یافته‌های پزشکی در داروسازی و راه‌های درمان اگر فراتر از صرف ظنّ و گمان بود و موجب اطمینان شد، به لحاظ شرعی اعتنای به آنها لازم است. به این معنا که اگر کسی با علم به اطمینان‌آور بودن این کشفیات و توصیه‌های پزشکی به آنها اعتنا نکرد و جان خود یا بیمار خود را به خطر انداخت شرعاً مسؤول است و در درگاه الهی برای فعل خود عذر و بهانه‌ای ندارد. به تعبیری همان طور که حجت شرعی بودن دلیل نقلی این اجازه را می‌دهد تا محتوای آن را به شارع به طور علم یا علمی استناد دهیم، خواه محتوای دلیل نقلی، حکمی از احکام فقهی و حقوقی باشد یا اخباری از عالم و یا وقایعی که در قیامت اتفاق می‌افتد، به همین سان، حجت بودن عقل به این معناست که مدلول آن، صحّت انتساب به شرع دارد. پس یافته‌ علمی اطمینان‌آور مثل دلیل نقلی معتبر، حجیت اصولی داشته و محتوای آن صحّت انتساب به شارع دارد و لذا می‌تواند در مواردی دلیل نقلی را تخصیص یا تقیید بزند.[7]

آیت‌الله جوادی آملی با این تحلیل، اساساً علم غیر الهی را نمی‌پذیرند. ایشان بر این باورند که چون حقیقتاً عالم، صُنع خدای متعال است، پس علم لاجرم الهی و دینی است و هرگز علم الحادی نداریم. علم اگر علم باشد نه فرضیه‌ محض و وهم و ظنّ، کشف و قرائت طبیعت و جهان است و به علت این که صدر و ساقه‌ جهان، فعل خداوند است، عالم پرده از فعل خدا بر می‌دارد و چون علم تفسیر و تبیین فعل خداست، الهی و دینی است. پس این عالم است نه علم از آن جهت که علم است که بر اثر اتکای به فلسفه‌ علم الحادی، علم را ابزار الحاد خود قرار می‌دهد و تفسیر مُحرّف از جهان عرضه می‌دارد و عنوان خلقت را به جریان طبیعت تبدیل می‌نماید و در محدوده‌ بسته و بدون برون رفت آن می‌گردد.

نتیجه‌گیری

دنیل دنت بر این باور است که دین در دنیای معاصر، روز به روز در حال نحیف شدن است. علت اینکه دین تا کنون نیز باقی مانده و در باور بسیاری از انسان‌ها همچنان وجود دارد، نقشی است که دین در نظم اجتماعی بازی می‌کند. در ساختار نظام‌های گذشته، این نقش بسیار عمده بوده اما در زمان‌های معاصر، کمرنگ شده است. به باور وی، هر چه که علم پیشرفت بیشتری می‌کند، گرایش به دین هم کمتر و کمتر می‌شود. به تعبیر دیگر، در هر مسأله‌ای که علم به قوّت وجود دارد، جایی برای دین وجود نخواهد داشت.

آیت‌الله جوادی آملی اما این رویکرد را نمی‌پذیرند. ایشان بر این باورند که می‌باید نگاهی عمودی به دین داشت. اگر چه دین در نظم اجتماعی دخیل است، اما نمی‌توان تمامی کارکرد دین را در این مورد خلاصه کرد. به باور آیت‌الله جوادی، عقل و فطرت، دو عامل اصلی گرایش به دین است. آیت‌الله همچنین بر این مسأله تأکید دارند که اگر برداشت صحیحی از رابطه‌ میان علم و دین صورت پذیرد،پیشرفت علمی هیچگاه نمی‌تواند خللی در باورهای دینی ایجاد کند.

 

پی‌نوشت‌ها


[3]نقل از مقاله، دنیل دنت، چرا آینده مذهب تیره است؟ ترجمه دانیال جعفری

[4]رک: دین‌شناسی، آیت‌الله جوادی آملی، صص49-50

[5]همان، ص48

[6]آیت‌الله جوادی آملی، منزلت عقل در هندسه معرفت دینی، ص146

7-احمد واعظی، علم دینی از دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی، روش‌شناسی علوم انسانی، دوره 14، ش 54، بهار 87، صص23-9

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان