اگر «جاندار خدایی» نیستیم، پس چه هستیم؟

فارسی
نگاهی به مبانی انسان‌شناختی پروفسور اسکروتن و آیت‌الله‎العظمی جوادی آملی

راجر اسکروتن کوشیده است تا با پیش چشم قرار دادن برخی از ویژگی‌های ممتاز در انسان، آن را در مقایسه با سایر حیوانات نشان دهد و ملاک تمایز را به تصویر کشد. وی در نهایت به این نتیجه رسیده است که تنها ملاک انسانیت، همین ویژگی «من» نامیدن و شخص‌انگاری انسان است. وی اما مشخص نکرده است که چگونه می‌توان به این شناخت شخص‌انگاری و «من» نائل شد. آیت‌الله جوادی آملی اما با پیش کشیدن بحث از فطرت انسانی، ملاک‌های برتری و تمایز میان انسان و سایر مخلوقات را مورد موشکافی قرار می‌دهند.

 

پروفسور سر راجر اسکروتن (متولد فوریه 1944 در منچستر بریتانیا و فیلسوف اخلاق) اخیرا در روزنامه نیویورک تایمز متنی را منتشر کرده و درباره تمایز میان انسان و سایر جانداران سخن گفته است. در این مقاله که با عنوان «اگر حیوان نیستیم، پس چه هستیم؟» منتشر شده است، کوشش بر آن بوده تا بُن‌مایه وجود انسانی مشخص شود.

اسکروتن در این متن عنوان می‌کند: «در "وضعیت انسانی" چیزی وجود دارد که باید به طور ویژه به آن پرداخته شود. تقریبا همگان قبول دارند که کشتن یک انسان بی‌گناه جرم است، اما کشتن یک کِرم بی‌گناه جرم محسوب نمی‌شود و تقریبا همه مردم معتقدند که در مورد کرم موضوع بی‌گناهی مطرح نیست، نه به این خاطر که کرم‌ها همواره گناهکارند، بلکه به این خاطر که تمایز بین بی‌گناه و گناهکار در مورد آنها موضوعیت ندارد».

اسکروتن بر تمایز میان انسان و دیگر موجودات تأکید می‌کند و می‌گوید: «اگر همان‌طور که بسیاری از مردم اعتقاد دارند خدایی وجود دارد و خداوند ما را به عنوان مظهر خود ساخته است، پس مسلما ما از جهان طبیعت متمایز هستیم؛ درست مثل خود خداوند. اما صحبت از مظهریت خداوند استعاره‌ای از همان واقعیتی است که ما نیازمند شرح آن هستیم. همان واقعیت که با انسان به عنوان چیزی استثنایی رفتار می‌کنیم؛ چیزی که یک هاله مقدس آن را احاطه کرده است».

اسکروتن سپس برای تبیین این تمایز میان انسان و سایر موجودات، ایده‌هایی را که تا کنون در این خصوص بیان شده است، به تصویر می‌کشد. یکی از این ایده‌ها، نظریه‌ اخلاق است. برخی متخصصان روانشناسی بر این باورند که انسان‌ها در طول زندگی خود به راه حل اخلاقی دست می‌یابند و بر اساس آن می‌توانند با یکدیگر همکاری‌های موفقیت‌آمیز داشته باشند. ما به کمک اخلاق می‌توانیم تعارضات خود را بدون نیاز به جنگیدن حل و فصل کنیم و خود را با مسائلی که از تمام جوانب متوجه ما می‌شود تطبیق دهیم. اسکروتن اما عنوان می‌کند که اگرچه این نگاه فرگشتی به اخلاق، بسیار امر پرقیمتی است اما تمامی ماجرای تمایز انسان و دیگر موجودات را تبیین نمی‌کند.

اسکروتن در تبیین نظر خود، از شخص بودن انسان سخن به میان می‌آورد و وجه تمایز را در همین مهم می‌داند. به تعبیر او «ما انسان‌ها آن‌گونه که حیوانات به یکدیگر نگاه می‌کنند، به یکدیگر نگاه نمی‌کنیم. ما نه به عنوان شخص با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم، بلکه به عنوان موجوداتی که یکدیگر را "من" و "تو" خطاب می‌کنند، به یکدیگر می‌نگریم. ما خود را شخص اول می‌دانیم و به همین خاطر، گفته‌ها، کرده‌ها و احساسات خود را نه به جسم دیگران، بلکه به کلام و نگاه آن‌ها که از افق فکری‌شان نشأت گرفته و منحصر به خودشان است خطاب می‌کنیم».

اسکروتن وجه تمایز انسان را در همین شخص‌پنداری انسان می‌داند. به باور وی هنگامی که من درباره خودم به ضمیر اول شخص صحبت می‌کنم، گزاره‌هایی بر زبان می‌آورم که هیچ مبنایی برای آن‌ها ندارم، اما در اکثر موارد سخنم اشتباه نیست. ما با تکلم به ضمیر اول شخص، قادریم گزاره‌هایی را درباره خودمان به زبان بیاوریم، به پرسش‌هایی پاسخ دهیم و به استدلال‌ها و اندرزهایی بپردازیم که بر تمام روش‌های دیگر برتری دارد. لذا ما می‌توانیم بر پایه این اطمینان وارد گفت‌وگو با یکدیگر شویم که وقتی صادقانه سخن می‌گوییم، آن‌چه می‌گوییم قابل اعتماد است؛ چراکه همان چیزی را می‌گوییم که در ذهن ما است. این اصل و اساس مواجهه "من و تو" است».

اسکروتن با این تصویر می‌کوشد تا تمایز میان انسان و سایر موجودات را نشان دهد و تأکید کند که جهان انسانی قابل تقلیل به طبیعت نیست و فیلسوفان باید به تعریفی واقعی از این جهان دست یابند.

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی و شناخت انسان

آیت‌الله جوادی آملی در خصوص انسان و شناخت گوهر وجودی او در جای‌جای آثار خود سخن گفته‌اند. ایشان رویکرد ارسطویی که انسان را حیوان ناطق می‌داند، برنمی‌تابند و تعریف دیگری از انسان را بیان می‌کنند. ایشان انسان را «حی متأله» می‌دانند. یعنی زنده‌ای که منسوب به الله است و وجودش حول محور خداوند، معنای حقیقی خود را می‌یابد. ایشان با این تعریف که بیانگر انتساب انسان به امری متعالی است، به شناخت انسان توجه می‌دهند.[1]

آیت‌الله جوادی آملی برای تبیین این نظر، این‌گونه به تشریح موضوع می‌پردازند: «انسان دارای یک جنبه طبیعی و یک جنبه روحی می‌باشد. قرآن کریم خلقت بشر را دو بُعدی دانسته و می‌فرماید: انیّ خالق بشرا من طین فاذا سوّیته وَ نفختُ فیه من روحی فقعوا له ساجدین[2].» پس هنگامی که او را به خلقت کامل بیاراستیم و از روح خود در او دمیدیم پس بر او به سجده بیفتید. از آیات شریفه بر می‌آید که بُعد طبیعی و خاکی انسان به گِل وابسته است و بُعد الهی انسان به فراماده وابسته است و از جنس جان و دل است.

آیت‌الله جوادی آملی با استناد به این آیه، بر گوهر مشترک انسانی اشاره می‌کنند. انسان‌ها در بُعد الهی مشترکند و از نظر فطرت یکسانند و تفاوتی ندارند، چرا که فطرت همگی بر خداجویی است. به تعبیر ایشان: «آن‌چه زبان مشترک همه انسان‌هاست همین فطرت است و آن‌چه وجه تمایز آن‌هاست جنبه‌های طبیعی آن‌هاست. این است که این روح خدایی که در کالبد خاکی دمیده شده، وجه تمایز انسان با دیگر مخلوقاتی است که آن هم با حکمت و به نحو احسن خلق شده‌اند. انسان‌های الهی جملگی یکی‌اند و آن‌چه موجب تمایز بین آن‌ها شده، رنگ خاک گرفتن و در گِل فرو رفتن است و به هر میزان که انسان‌ها خاکی‌تر شوند، بیشتر از هم فاصله گرفته و جغرافیا و طبیعت‌های مختلف آن‌ها را متنوع می‌نماید.

آیت‌الله جوادی آملی همچنین با نظریه‌ "تفسیر انسان به انسان" ایده‌ای را طرح کرده‌اند که بر اساس آن، تمایز میان انسان و سایر موجودات به تصویر کشیده می‌شود. ایشان بر این باورند که همان‌طور که قرآن کتاب تدوین شده الهی است، انسان هم مثل یک کتاب تکوینی در کنار این کتاب تدوینی است و دارای محکمات و متشابهات است. در بحث جسمیِ انسان مشابهتی با دیگر حیوانات داریم و قوایی بین او و دیگر موجودات مشترک است که این می‌شود متشابهات؛ و آن‌چه که از محکمات انسان است فطرت انسان بوده که به روح و نفس او ارتباط دارد و اگر بقیه قوا در خدمت فطرت قرار بگیرند، انسان به کمال می‌رسد. به لحاظ شباهت‌هایی که میان این جنبه از قوا با جانوران وجود دارد، قوای باطنی جزو متشابهات است. جنبه محکم انسان، فطرت است که به نفس و روح ارتباط دارد. این فطرت است که انتخاب‌گری را رقم می زند، همان ویژگی که در سایر حیوانات وجود ندارد.[3]

آیت‌الله جوادی آملی وجه ممیزه‌ انسان را از سایر موجودات، در همین فطرت الهی نهفته در درون انسان می‌دانند و هرچه نزدیک شدن به آن را سبب‌ساز وحدت در انسانیت قلمداد می‌کنند. آیت‌الله همچنین ماجرای خلیفه بودن انسان را پیش روی قرار می‌دهند و از مدعای خود دفاع می‌کنند. ایشان بر این باورند که بر پایه‌ خلیفه بودن انسان، می‌توان به این مهم رسید که اولا انسان خلیفه‌ خداست و این صبغه خلافت الهی، همان واقعیت اوست و معرفت خلیفه از آن حیث که خلیفه است، به شناخت مستخلف عنه (خداوند) می‌انجامد و چنین ویژگی جز در انسان نیست.

ثانیا انسان روحی الهی دارد که در وی با نفخ ملکوتی دمیده شده است و این روح، شایسته‌ پذیرش انوار الهی است. و این نور الهی جز در روح انسانی دمیده نشده است. ثالثا هرکس از آن جهت که دارای ماهیت است، مصداق انسان و مشول خطاب مثبت یا عتاب منفی‌ است که از حیث انسانیت متوجه انسان می‌شود؛ به این معنا که هرکس اگر خود را بشناسد، حتما انسانیت خویش را شناخته است و عنصر محوری واقعیت او را همین انسانیت او تأمین می‌کند، اما خصوصیت شناسنامه‌ای وی در عین مؤثر بودن، هرگز همتای انسانیت وی شمرده نمی‌شود. پس پیام حدیث «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقد عَرَفَ ربّه» همان است که فطرت و درون انسان را نشان می‌دهد و شناخت آن، به شناخت خداوند نیز منجر می‌شود.

سخن آخر

راجر اسکروتن کوشیده است تا با پیش چشم قرار دادن برخی از ویژگی‌های ممتاز در انسان، آن را در مقایسه با سایر حیوانات نشان دهد و ملاک تمایز را به تصویر کشد. وی در نهایت به این نتیجه رسیده است که تنها ملاک انسانیت، همین ویژگی «من» نامیدن و شخص‌انگاری انسان است. وی اما مشخص نکرده است که چگونه می‌توان به این شناخت شخص‌انگاری و «من» نائل شد. آیت‌الله جوادی آملی اما با پیش کشیدن بحث از فطرت انسانی، ملاک‌های برتری و تمایز میان انسان و سایر مخلوقات را مورد موشکافی قرار می‌دهند. صبغه‌ الهی فطرت انسان، آن چیزی است که می‌توان ملاک تمایز میان انسان و حیوانات را در آن یافت، و این نکته‌ای است که آیت‌الله جوادی آملی بر آن تاکید داشته و زوایای مختلف آن را نشان داده‌اند.

پی‌نوشت‌ها

 


[1] آیت‌الله جوادی آملی، سخنرانی سال 1385، هنر و سیمای معنوی

[2] حجر/29-30

[3] رک: آیت‌الله جوادی آملی؛ تفسیر انسان به انسان

 

 

مطالب مرتبط:

 

«من» و «انسان»

 

روح؛ عنصر مغفول دانش پزشكی

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان