بدفهمی بزرگ تاريخی در ماجرای امامت

فارسی
نگاهی به آرای شيخ حسن فرحان مالكی و آيت‌الله‌العظمی جوادی آملی به اصل امامت و جايگاه امام علي(ع)

آيت‌الله‌العظمي جوادي آملي به خوبي نشان مي‌دهد كه نگاه شيعيان به امام اولشان نه صرفا سياسي و از جهت امامت بوده، بلكه ايشان در مسائل اخلاقي و معرفتي آن حضرت را اسوه و مقتداي خود مي‌دانند. به علاوه ايشان توضيح مي‌دهد كه امامت، خلافت و ولايت که از شؤون امام علي(ع) است، نه آن‌طور که شيخ حسن مالکي مي‌گويد، جنبه‌اي صرفا سياسي دارد. بلکه تمام اين شؤون نمادي از ولايت الهي و جلوه‌اي از اتمام نعمت توسط خداوند بر بندگان اوست.

جایگاه واقعی امام علی(ع) یکی از بحث‌برانگیزترین مباحث تاریخی در تاریخ اسلام محسوب می‌شود. این بحث البته صرفا تاریخی نیست بلکه ریشه‌های عمیق کلامی و حدیثی نیز دارد. فرقه تشیع که بزرگ‌ترین انشعاب از عامه اهل سنت محسوب می‌گردد، در حقیقت نتیجه و بازخورد نوع نگرش خاص به همین مسأله بوده است. به این معنا که شیعیان جایگاهی امامت و ولایت را برای امیرالمؤمنین(ع) قائل بوده‌ و ایشان را امام اول، پس از پیامبر اکرم(ص) می‌دانند، در حالی که اهل سنت، امام علی را خلیفه چهارم پیامبر اکرم(ص) می‌دانند. در این میان اما شخصیت امام علی(ع) همواره مورد توجه و علاقه عامه و شیعیان بوده است. در این میان باید حساب گروهی از نواصب را از اهل سنت جدا کرد. اما در عین این همراهی، اختلافاتی نیز بین این دو نوع نگرش مذهبی به این شخصیت بزرگ تاریخ بشریت وجود دارد.

امام علی(ع) در نگاه شیخ حسن فرحان مالکی

شیخ حسن فرحان مالکی متفکر و پژوهشگر علوم دینی و تاریخ اسلام است. وی در 1970میلادی در جنوب غربی عربستان سعودی به دنیا آمد. انتقادات شدید شیخ حسن فرحان نسبت به معاویه و از صحابه بودن معاویه و باورهای او درباره شخصیت معاویه و جانشینی یزید و صحیح بودن خلافت آنها از مباحثی است که باعث شد وی در عربستان به شیعی بودن، زیدی بودن یا قرآنی بودن متهم باشد. خصوصا آنکه شیخ حسن مالکی به همین دلیل از حضور در شبکه ماهواره‌ای وصال که شدیدا گرایش سنی دارد منع شده است. تألیفات شیخ حسن فرحان بیشتر در زمینه تاریخ اسلام و اعتقادات است. وی در مقاله‌ای که در وب‌سایت خود منتشر کرده است به موضوع «امام علی بین شیعه و اهل سنت» پرداخته و با رویکردی متعادل در میان اهل سنت به بررسی این موضوع می‌پردازد.

شیخ حسن فرحان مالکی، امام علی را نه فقط یک شخصیت تاریخی سرشناس، بلکه معنایی می‌داند که تمام معانی زیبا را در خود جمع کرده است؛ یعنی راهی به سوی شناخت خداوند. شیخ معتقد است هر دو گروه شیعه و سنی از یک جهت کار درستی در مورد امام علی انجام داده‌اند و از جهت دیگر در مقابل او دچار خطا شده‌اند. وی مباحث خود را در این باب، در چند بند پی می‌گیرد:

اول: وی تأکید می‌کند که از نگاه او امام علی بنده‌ای از بندگان خداست و بندگی خداوند بالاترین درجه‌‌ای است که انسان به آن می‌رسد. اساسا انسان چیزی نیست مگر آنچه که خداوند به او تفضّل نماید.

دوم: شخصیت امام علی محدودیت‌بردار نیست؛ نه برای شیعه و نه برای اهل سنت و نه حتی برای مسلمانان. چرا که امام علی وظیفه خود را در راه تبیین معانی عمیق و حقوق انسان ایفا نمود.

سوم: اهل سنت در معنای وسیع کلمه، در راه اثبات فضائل این امام تلاش خود را کرده‌اند و فضایل بزرگ این امام را به تواتر ثابت نموده‌اند که این حجت خدا ضد غلات است.

چهارم: وسعت شخصیت امام علی به اندازه‌ای است که غالبا کسی که او را بشناسد، دیگر در اصل نبوت شک نمی‌کند و کسی‌که او را نشناسد، در نبوت به تردید می‌افتد و گاه در خود خدا نیز شک می‌کند؛ بنابراین علی صرفا یک انسان نیست بلکه یک معنا است.

شیخ حسن فرحان سپس به تبیین رویکرد اهل سنت در برخورد با شخصیت امام علی می‌پردازد و می‌گوید:

«از جمله حسنات اهل سنت آن است که تو نمی‌توانی به فضائل امام علی یقین پیدا کنی مگر از طریق اهل سنت، و از خوبی‌های شیعه آن است که ایشان علی‌رغم تمام مصائب و فشارها و سختی‌ها، پرچم امام علی را بالا نگهداشتند».

وی سپس نقد شیعه را آغاز نموده و می‌گوید غالب شیعیان علی را تنها در جانب سیاسی همراهی می‌کنند و بقیه جوانب روحی، ایمانی، حقوقی، معرفتی و ایمانی علی را رها می‌نمایند. این در حالی است تمام توجه امام علی بر هدایت، معرفت و ایمان و معانی دیگری بود که به هیچ وجه با سیاست کنار نمی‌آید. سیطره جانب سیاسی بر اهل سنت و شیعه در موضوع امامت امام علی باعث شده است تا هویت این امام به عنوان یک معنا کمرنگ شود و هر دو فرقه شیعه و سنی در این میان از بی‌توجهی به گنجی معرفتی و ایمانی شده است.

شیخ سپس به تبیین دلایل سخنش می‌پردازد. وی به سراغ تفسیر زمینه‌های تاریخی رد خلافت امام علی می‌رود و اشاره می‌کند که شاید پیامبر آرزو می‌کرده است که ای‌کاش امام علی از بنی‌هاشم نبود [تا با مشکلات کمتری مواجه می‌شد]، اما اقتضای حکمت الهی این بود که علی از بنی‌هاشم باشد تا بدین وسیله نژادپرستی قریش و سپس نژادپرستی کلّ عرب را به آزمایش بگذارد؛ و این ویژگی‌های خاص تربیتی و علمی و هدایتی را به او ببخشد و سپس عرب و قریش را با او به آزمایش بگذارد.

شیخ حسن فرحان تصریح می‌کند که ما از سنت‌های الهی چیزی نمی‌فهمیم بلکه این سنت‌های الهی هستند که حقیقت ما را آشکار می‌کنند. شیخ آرزو می‌کند که ای کاش قریش و عرب به آنچه که خداوند برای آنها رقم زده بود، با همه تلخی‌اش رضایت می‌دادند که راه هدایت از همین سختی‌ها و تندی‌ها می‌گذرد. اما حال که اینگونه نشده است، مسأله امروز ما تنها مسأله حکومت و سلطه‌ای است که دیگر موضوعیتی ندارد. اما سبب این فاصله و جهل و قتل و فشار بین مسلمانان چیست؟ چه کسی است که امام علی را آنگونه که باید شناخته است؟!

شیخ سپس بحث را به محور بحث خود باز می‌گرداند و با تکرار این ادعا که اهل سنت جایگاه بزرگی در تثبیت فضائل امام علی دارند، این نکته را توضیح می‌دهد که نواصب و اهل سنت یکی نیستند؛ بلکه نواصب معاندان فضائل امام علی و دوستداران دشمنان علی هستند که او را مورد لعن قرار دادند و فرزندانش را به قتل رساندند. از نگاه شیخ حسن فرحان، اهل سنت حتی از طرف نواصب نیز مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند. در حالی که اهل سنت فضائل امام علی را روایت نمودند، واقعه غدیر، منزلت، خیبر، مؤاخات پیامبر و علی را صحیح دانسته و در کتب‌شان نقل نمودند.

شیخ حسن فرحان مالکی در انتهای بحث خویش ضمن اشاره به این نکته که قصد انتقاد از شیعه را ندارد، از شیعیان می‌خواهد که از تشیع سیاسی کم کرده و به جای آن به حقیقت امام علی که معرفت و ایمان و فرهنگ قرآن است روی آورند و به اثبات معرفت، ایمان و آگاهی بپردازند.

امیرالمؤمنین(ع) در نگاه آیت‌الله العظمی جوادی آملی

آیت‌الله العظمی جوادی آملی اگر چه باور کلی شیخ حسن فرحان را نسبت جایگاه ویژه و متعالی امام علی(ع) می‌پذیرد. اما از نگاه این عالم شیعی که کتب متعددی درباره شخصیت و جایگاه امام علی(ع) تألیف نموده است، واقعیت جایگاه امام علی(ع) بسیار بلندتر از مقامی است که شیخ حسن فرحان به تصویر می‌کشد. فضایلی که حتی در دوره خود حضرت علی(ع) نیز گهگاه مورد انکار قرار می‌گرفت و آنطور که آیت‌الله جوادی آملی می‌گوید آیه 19 سوره توبه در مقابل این گروه نازل شد. آیت‌الله جوادی در تفسیر این آیه می‌گوید:

«آنگاه که فضایل امیرمؤمنان امام علی(علیه‌السلام) مطرح شد و عدّه‌ای خود را برتر از آن حضرت(علیه‌السلام) می‌پنداشتند، خداوند در بیان برتری امیرمؤمنان به عنوان برجسته‌ترین مصداق اهل ایمان و جهاد فرمود: سیراب کردن حاجیان و عهده‌داری تعمیر کعبه، هرگز همتای ایمان مؤمنان به مبدأ و معاد، و هجرت و جهاد آنان در راه خدا نیست»[1].

آیت‌الله جوادی آملی تصریح می‌کند که آیات متعددی در خصوص حضرت علی(ع) ناز شده است. آیاتی همچون آیه 55 سوره مائده که می‌فرماید: «انّما ولیّکم الله و رسوله و الّذین آمنوا الذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم رکعون» و یا آیه اکمال (مائده، آیه 3)، آیه مباهله (آل عمران، آیه 61) و تطهیر (احزاب، آیه 33)[2]. روایاتی که آیت‌الله جوادی برای اثبات فضائل امیرالمؤمنین(ع) بدان استناد می‌کند، از جانب امامان شیعه نقل شده است و بر این اساس نمی‌توان این ادعای شیخ حسن مالکی را پذیرفت که می‌گوید: «تو نمی‌توانی به فضائل امام علی یقین پیدا کنی مگر از طریق اهل سنت.»

بر خلاف آنچه که شیخ حسن مالکی می‌گوید که شیعیان تنها نگاهی سیاسی به امام علی دارند، اما آیت‌الله جوادی آملی امام علی(ع) را عصاره و چکیده جهان آفرینش و مصداق اتمّ «انسان کامل» می‌داند و معتقد است از همین روست که امیرالمؤمنین(ع) همانطور که در روایات شیعی وارد شده است، بزرگ‌ترین نشانه خدا است و شناخت حقیقی او مستلزم طهارت باطنی است[3].  در نگاه آیت‌الله جوادی، حضرت علی(ع) در شناخت خداوند به بالاترین درجه شهود رسیده بود و حتی درباره معاد و قیام و قیامت نیز علم شهودی داشت. آیت‌الله جوادی آملی می‌گوید:

چون ایمان علی بن ابی طالب (علیه‌السلام)  بر اساس شناخت شاهدانه او ایمان به شهادت بود نه ایمان به غَیب، عبادت خدا را به عنوان زیارت او تلقی می‌کرد و در تفسیر  «قد قامت الصلاة» چنین فرمود:  «حان وَقت  الزیارة و المناجاة و قضاء الحوائج و درک المُنی والوصول إلی الله عزّ و جلّ و إلی کرامته و غفرانه و عفوه و رضوانه»؛ یعنی هنگام زیارت معبود و شهود او فرا رسیده است؛ زیرا در نماز، بنده با خدا سخن می‌گوید و او را مخاطب خود مییابد.  علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) که خود عمود دین است، نماز را که مصداق دیگری از عمود دین است، شهود الهی و زیارت معبود می‌داند. کسی که به زیارت جمیل محض نایل می‌شود هرگز خود را نمی‌بیند، چه رسد به شهود خود.  قهراً موجودات دیگر در منظر او در محاقند»[4].

در این نگاه، امام علی مظهر کامل حق است و حق و حقیقت همواره با علی(ع) همراه است و اوست که احاطه تامّ بر قرآن دارد. به علاوه در این رویکرد، امام علی(ع) مصداق بارز انسان کامل و خلیفه تامّ الهی است و مظهر اسمای حسنای الهی و صفات علیای اوست.

ماهیت حادثه امامت

شیخ حسن فرحان مالکی مسأله امامت را به نوعی، مسأله‌ای تاریخی و نتیجه برخورد سیاسی شیعیان با شخصیت امام علی(ع) می‌داند. از نگاه ایشان ولایت امیرالمؤمنین از آن جهت باعث ابتلای مسلمانان شد که علی(ع) از بنی‌هاشم بود. البته آیت‌الله جوادی آملی متوجه تفاوت نگرش اهل سنت نسبت به موضوع امامت هست. ایشان در این باره می‌گوید:

«اهل سنّت، امامت را یک مسأله‌ فرعی و فقهی نظیر دیگر فروعات فقهی می‌دانند؛ زیرا آنان می‌گویند بر خداوند لازم نیست که درباره‌ رهبری امّت پس از پیغمبر دستوری بدهد و چنین دستوری نیز نداده است؛ البته اگر حکمی صادر می‌فرمود، حتماً نافذ بود ولی چون نفرموده، خود مردمند که وظیفه دارند برای خودشان رهبر انتخاب کنند. اگر چه در نوع کتاب‌های اهل کلام، مبحث امامت مطرح شده است، لیکن پس از تحقیق و جستجو دانسته می‌شود که امامت در نزد اشاعره و همچنین در نزد اکثر معتزله مسأله‌ای فقهی است؛ چرا که رأی آنان این است که از طرف خداوند دستوری نرسیده است.»[5]

اما آنطور که این استاد برجسته حوزه علمیه در قم می‌گوید اگر چه شیعیان نیز از شؤون فقهی امام سخن به می‌آورند اما مسأله امامت در بین شیعیان مسأله‌ای کلامی تلقی شده است که همانند نبوّت مربوط به فعل الله است و بر اساس اعتقادات شیعیان، همان‌گونه که تعیین نبی از سوی خداوند انجام می‌شود، تعیین امام نیز توسط خدا باید انجام پذیرد.

البته آنطور که آیت‌الله جوادی توضیح می‌دهد در اعتقادات شیعیان میان ساحت نبوت و امامت تفاوت است. ایشان با اشاره به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) که فرمودند «ای علی تو آنچه را که من می‌بینم می‌بینی و آنچه را که می‌شنوم می‌شنوی، مگر آنکه تو پیامبر نیستی»، همین حدیث را نشانه تفاوت ساحت نبوت و امامت دانسته و می‌گوید:

«امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نه تنها حقیقت امامت را با علم شهودی شناخت، بلکه به آن نایل آمد و در وجود عینی، غیر از شهود علمی، متن امامت را نیز یافت. لذا با نبوّت از این جهت فرق دارد؛ زیرا نبوّت فقط مشهود آن حضرت(علیه‌السلام) بود؛ چنان که فرمود: «أری نور الوحی والرّسالة وأشمُّ ریح النّبوّة»،ولی امامتْ گذشته از آن که مشهود وی بود، مورد وجدان و یافت عینی او نیز قرار گرفت»[6].

امامت در ساختار فکری آیت الله جوادی آملی هدف مشخصی را دنبال می‌کند. هدفی که متأثر از اهدافی است که حضرت ابراهیم مشخص نموده است. آیت الله جوادی در این باره می‌گوید:

«سلسله‌ انبیاء ابراهیمی(علیهم السلام) که سالیان متمادی حکومت اسلامی را عهده‌دار بوده‌اند و قرآن کریم درباره‌ آنان می فرماید: (اذکروا نعمة الله علیکم إذ جعل فیکم أنبیاء و جعلکم ملوکاً)، خطوط کلی امامت و رهبری و اصول مهم سیاست و حکومت را از بنیانگذار کعبه و معمار مطاف، و مهندس قبله‌ جهانی، به ارث برده‌اند. حضرت ابراهیم(سلام الله علیه)، نه تنها در سیره‌ خویش آن اصول و خطوط کلی را رعایت می‌نمود، بلکه در نیایش‌های خاص خود نیز مطرح می‌کرد و اجابت آنها را از خداوند درخواست می‌نمود»[7].

 

ولایت امیرالمؤمنین(ع)

تفاوت دیگری که در نگاه شیخ حسن فرحان مالکی و آیت‌الله العظمی جوادی آملی در باب نگرش به امام علی(ع) وجود دارد آن است که بر خلاف شیخ حسن مالکی، آیت‌الله جوادی آملی امام علی(ع) را واجد شرایط ولایت الهی بر بندگان معرفی می‌کند. البته ایشان تصریح می‌کند که ولایت تنها از جانب خدا است. اما از آنجا که ولایت یکی از اسماء فعل خداوند است، نیاز به مظهر دارد و به همین خاطر در قرآن از ولایت غیر خدا نیز سخن به میان آمده است که امیرالمؤمنین مصداق بارز این ولایت است. ایشان می‌گوید:

«تردیدی نیست که مظاهر ولایت، مراتب مختلف دارند و مظهر اَتّم و اکمل این اسم شریف، صاحب «ولایت کلّیه» یعنی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. آن حضرت (علیه‌السلام) در تکوین و تشریع، مظهر ولایت اَتمّ خدای سبحان است. از این رو در کاینات تصرف می‌کند و قوای زمینی و آسمانی را زیر تسخیر و سلطه خویش دارد»[8].

از نگاه این مفسّر برجسته قرآن کریم، بزرگ‌ترین نعمت الهی که سبب اکمال دین و اتمام نعمت است، چیزی جز نعمت ولایت[9] نیست. و بر اساس برخی روایاتی که آیت‌الله جوادی از امامان شیعه نقل می‌کند، نعمت ولایت همان نعمتی است که خداوند از آن سؤال خواهد کرد؛ چرا که در برخی روایات آمده است که خداوند برتر از آن است که از شما درباره‌ آب و نان سؤال کند، بلکه از ولایت می پرسد. آیت‌الله جوادی می‌گوید:

«ولایت نعمتی است که با وجود آن، همه‌ نعمت‌ها در جایگاه خود می‌نشیند و بدون آن به نقمت تبدیل می‌شود.»[10]

از نگاه ایشان، نعمت ولایت نتیجه تلاش‌ انسان‌ها نیست، بلکه نتیجه لطف و اعطای خداوند است؛ چرا که «امامت و ولایت در این جا تنها به معنای حکومت و فرمانروایی ظاهری نیست، بلکه امامت و رهبری تکوینی انسان‌ها هم هست؛ یعنی، به هنگام صعود و عروج اعمال، اخلاق و عقاید انسان، عمل و خلق و عقیده‌ای باید قافله‌سالار باشد.»[11]

در این نگاه خلیفه و ولی خداوند باید کسی باشد که مظهر جامع او باشد و مردم را به سوی نور او هدایت نماید. آیت‌الله جوادی می‌گوید:

«خلافت کامل و نیابت جامع در این است که خلیفه‌ حقیقی مظهر همه‌ اسمای حُسنی و صفات علیای مستخلف‌عنه باشد حتی در اسم استخلاف و صفتِ جَعل خلافت، تا بتواند در پرتو این مظهریت گروهی را در مشهد حضور و عدّه‌ای را در مکتب حصول خلیفه خود قرار دهد که آنان در حقیقت خلیفه‌ با واسطه‌ خدایند و غیر از آثار الهی چیزی از خود یا اغیار دیگر ندارند. البته خلیفه‌ امکانی برتر از مُستخلِف نیست، لیکن انتظار آن است که مُسْتَخلَف‌عنه خود را به خوبی ارائه کند»[12].

نتیجه‌گیری

اگر چه تفاوت‌های بارزی بین قرائت دو عالم شیعه و سنی یعنی آیت‌الله العظمی جوادی آملی و شیخ حسن فرحان مالکی درباره امام علی(ع) وجود دارد، اما در عین حال نقاط مشترک مهمی نیز در گفتمان‌هایی که این دو عالم مسلمان حامی و مروّج آن هستند دیده می‌شود. هر دو گروه امام علی(ع) را یکی از اسوه‌های بزرگ بشریت دانسته‌اند، و هر دو تأکید می‌کنند که این رسیدن به این جایگاه نتیجه لطف الهی به آن حضرت بوده است. در عین حال هر دو امام علی(ع) را بنده‌ای از بندگان حقیقی و مصداق بارز بندگی خدا می‌دانند که خداوند را نه برای جاه و مقام و نه از روی ترس عبادت می‌کرد؛ بلکه او را اهل و سزاوار بندگی شناخت.

در عین حال شیخ حسن فرحان مالکی دیدگاه شیعیان نسبت به آن حضرت را بیشتر سیاسی می‌داند در حالی که آیت‌الله جوادی در کلام خود نشان می‌دهد که در اثبات جایگاه معنوی برای آن حضرت، درجه‌ای بالاتر ار باور شیخ حسن مالکی را نسبت به جایگاه معنوی امام علی دارد. در عین حال آیت‌الله جوادی آملی فضائل امام علی(ع) را از طریق قرآن، احادیث اهل سنت و احادیث شیعی روایت می‌کند، در حالی که شیخ حسن مالکی معتقد است فضایل آن حضرت تنها از طریق اهل سنت به دست ما رسیده است.

شیخ حسن فرحان مالکی همچنین معتقد است غالب شیعیان امام علی را از جهت سیاسی مورد توجه قرار داده و صرفا مسأله امامت را مد نظر قرار داده‌اند. در حالی که آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی به خوبی نشان می‌دهد که نگاه شیعیان به امام اولشان نه صرفا سیاسی و از جهت امامت بوده، بلکه ایشان در مسائل اخلاقی و معرفتی آن حضرت را اسوه و مقتدای خود می‌دانند. به علاوه ایشان توضیح می‌دهد که امامت، خلافت و ولایت که از شؤون امام علی(ع) است، نه آن‌طور که شیخ حسن مالکی می‌گوید، جنبه‌ای صرفا سیاسی دارد. بلکه تمام این شؤون نمادی از ولایت الهی و جلوه‌ای از اتمام نعمت توسط خداوند بر بندگان او است.

 

 


[1]. تسنيم،جلد 6،صفحه 573

[2]. ولایت علوی، ص 15

[3]. علی(ع) مظهر اسمای حسنای الهی، ص 50

[4]. حيات عارفانه امام علي(عليه‌السلام)،صفحه 63

[5]. ولایت فقیه، ص 145

[6]. علی(ع) مظهر اسمای حسنای الهی، صفحه 60

[7]. ولایت فقیه، صفحه 118

[8]. علي (ع) مظهراسماي حسنای الهی،صفحه 62

[9]. تسنیم، ج 4، ص 45

[10]. تسنيم،جلد 1،صفحه 532

[11]. تسنيم،جلد 2،صفحه 569

[12]. تسنیم، ج3، ص 100

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی‌های وب و پست الکترونیکی به صورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Image CAPTCHA

اندیشمندان